علم و پژوهش

تحلیل حجت‌الاسلام آقای دکتر منصور میراحمدی دانشیار دانشکده‌ی علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه شهید بهشتی پیرامون بیانیه‌ی گام دوم انقلاب


در برخورد با این بیانیه وظیفه ی نخبگان حوزوی و دانشگاهی چیست؟
نخبگان حوزوی و دانشگاهی نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارند و به عبارت دیگر یکی از پیش شرط‌های تحقق این بیانیه، ایفایِ نقش صحیح توسط نخبگان حوزوی و دانشگاهی است. به طور خلاصه سه مورد اساسی را می‌توان در خصوص شرح وظایف نخبگان بیان کرد:

اولین وظیفه در راستای تحقق این بیانیه، تقریر منصفانه از دستاوردهای انقلاب اسلامی است. ما چهلمین سالگرد انقلاب را پشت سر گذاشته و وارد دهه‌ی پنجم شده‌ایم. در چنین شرایطی یکی از وظایف اصلی نخبگان تقریر و تبیین دستاوردهای انقلاب در مراکز علمی، حوزه‌ها و موقعیت‌های مختلف است. باید این دستاوردها مخصوصا برای نسل جوان کشور به صورت علمی ارائه شود تا باعث افزایش اعتماد ملی و همچنین اعتماد نسل جوان به انقلاب شود.

دومین وظیفه‌ی نخبگان در راستای تحقق این بیانیه، روحیه بخشی به جوانان به عنوان نقش‌آفرینان اصلی این بیانیه است. یکی از ارکان اساسی این بیانیه تأکید بر نقش‌آفرینی جوانان است بنابراین امیدبخشی به جوانان توسط نخبگان امری ضروری و بسیار مهم است. متأسفانه این روزها بعضا از سوی برخی جریانات شاهد اشاعه‌ی روحیه‌ی یأس و ناامیدی در میان نسل جوان هستیم.

سومین و مهم‌ترین وظیفه‌ی نخبگان برای تحقق این بیانیه، تلاش در جهت عملیاتی شدن آن است. بایستی این راهبردها مدل عملیاتی پیدا کنند. طبعا نقش نخبگان حوزوی و دانشگاهی در نوشتن، تبیین و تقریر این مدل عملیاتی پُررنگ است. کاری‌که این مدل انجام می‌دهد در واقع «نزدیک‌سازی اهداف به واقعیت» است. در این مدل است‌که راهکارهای عملیاتی و علمی ارائه می‌شوند.
اگر می‌گوییم نقش اصلی از آن جوانان است بنابراین باید در جستجوی راهکارهایی برای به میدان آمدن جوانان باشیم. اگر همچنان این مهم را در چهارچوب پروسه‌ای اداریِ چون بحث بازنشستگان و کناره‌گیری آنان نگاه کنیم، فرصت لازم به این زودی برای جوانان فراهم نخواهد شد. بایستی راهکارهای عملیاتی و علمی مبتنی بر نگاه کارشناسی ارائه شود تا چگونگی ورود جوانان را دریابیم.
بنابراین سومین وظیفه‌ی نخبگان تبیین مدلی عملیاتی است‌که در آن راهکارهای عملیاتی شدن بیانیه با حضور جوانان مشخص شود.

گفتگویی با جناب آقای اصغر طاهرزاده از اساتید و چهره‌های علمی و فرهنگی کشور و صاحب تألیفات متعدد در حوزه‌ی اندیشه و فرهنگ اسلامی پیرامون تحلیل بیانیه‌ی گام دوم انقلاب


یکی از نقش‌آفرینان اصلی و مهم حرکت کشور «نخبگان» و «دستگاه علمی و کارشناسی» است. به‌نظر می‌رسد در شرایط فعلی حوزه و دانشگاه و بسیاری از نخبگان هنوز آمادگی و نقش‌آفرینی موثری در این زمینه ندارند. برای فعال‌سازی این جریانات و نقش‌آفرینی موثر و کارآمد نخبگان در فرآیند نظام‌سازی و دولت‌سازی اسلامی چه باید کرد؟

عمده توجه‌دادن به آن عزیزان است به اینکه آنچه در حال ظهور است نقش تاریخی و تمدن‌ساز انقلاب اسلامی است و افول روزافزون تمدن غربی. امید به غرب باید از بین برود. بر پای‌نگاه‌داشتنِ انقلاب اسلامی، پاسداری از امر قدسی در این تاریخ است و چون گشوده شود، گشایش حضرت حق در آن طلب می‌شود و این است راهِ فهم رازی که شهداء در افق تفکر ما قرار دادند. این نوعی ارج‌نهادن به درخشش خدا است در آن حدّ که در تشییع بدن مبارک شهداء نیز آن درخشش احساس می‌شود، زیرا شهداء گوهر و ذات پنهان انقلاب اسلامی را به صورتی تاریخی به ظهور آوردند، از آن جهت که معنای انقلاب اسلامی آن است که عالَمی را بگشاید و بر پا کند تا سرآغاز تاریخی شود که بشر امروز به دنبال آن است. تذکر به این امر موجب به خود آمدن نخبگان خواهد شد.

elm1

 

یک نکته‌ی مهم را من در مورد دانشگاه بگویم که فراموش نشود؛ و آن [این است] که دانشگاه محلّ دانش است. معنای این حرفهایی که ما زدیم، این نیست که دانشگاه دیگر محل دانش نیست [و فقط] محلّ فعّالیّت سیاسی است؛ نه، رکن اساسی دانشگاه، دانش است. یعنی چه؟ یعنی در دانشگاه باید هم عالِم تولید بشود، هم علم تولید بشود، هم عِالم و علم جهت درست پیدا کند؛ این سه نکته‌‌ی اساسی در دانشگاه باید باشد. تربیت عالِم که من از آن تعبیر میکنم به تولید عالم، و تولید علم که همان چیزی است که سالها است تکرار میکنیم؛ یعنی خطوط مرزیِ علم را شکستن و جلو رفتن که این کاری است که ما در کشورمان هنوز نتوانسته‌ایم آن‌چنان‌‌که شایسته‌ی نظام جمهوری اسلامی است به آن برسیم؛ البتّه کارهایی شده، لکن عقبیم. باید بتوانیم از لحاظ علمی جلو برویم؛ وقتی علم جلو رفت، آن‌وقت فنّاوری هم جلو میرود؛ وقتی فنّاوری جلو رفت، تأثیر در زندگی میگذارد؛ وقتی فنّاوری جلو رفت، در دنیا چشمها به شما متوجّه میشود و احساس نیاز میکنند؛ در زندگی انسانها تأثیر میگذارید؛ اینها مسائل بسیار مهمّی است. تکیه‌ی بنده بر روی علم و فنّاوری و مانند اینها که همیشه میگویم، به‌خاطر این است؛ اینها فراموش نشود. همه‌ی مجموعه‌ی دانشگاه -مدیران دانشگاه، از وزیر محترم گرفته تا رؤسای دانشگاه‌ها، استادها، دانشجوها، متون درسی، فرآیندهای آموزشی، کارگاه‌ها و مانند اینها؛ همه‌ی اینها- باید در این چهارچوب قرار بگیرند؛ یعنی بایستی تولید علم، تولید عالم و جهت‌دهی صحیح [صورت بگیرد]؛ این سوّمی را توجّه داشته باشید: جهت‌دهی صحیح به علم و عالم. علم و عالم در تمدّن مادّی وسیله‌ی بدبختی انسان شد: وسیله‌ی تولید بمب اتم شد، وسیله‌ی تولید سلاح شیمیایی شد، وسیله‌ی تولید ویروس‌های خطرناکی شد که امروز متأسّفانه قدرتمندها از طُرُق مختلف دارند آنها را در جسم و جان جوامع داخل میکنند؛ علم این‌جوری شد؛ علم منحرف شد؛ علم، در جهت درست، در جهت نفع، در جهت کمال انسان [باشد].

رهبر انقلاب در بیانیه‌ی گام دوم انقلاب از امید متکی به واقعیتهای عینی سخن گفتند. از نظر شما چه دلایل و مستنداتی برای این امیدواری در مقوله‌ی پیشرفت علمی و فناورانه برحسب تجربه‌ی چهل ساله‌ی انقلاب اسلامی وجود دارد؟
من فکر می‌کنم این بیانیه یک مانیفست و درحقیقت نقشه‌ی راه چهل ساله‌ی آینده‌ی انقلاب اسلامی است. در این بیانیه هم آسیب شناسی گذشته و هم نقاط قوت و برجستگی‌هایی این چهل سال و احیاناً‌ غفلت‌هایی که در طی کردن این مسیر پیش آمده مطرح شده و هم آینده‌ی پیش رو را در منظر مخاطبین قرار دادند.
یکی از محوری‌ترین بخش‌هایی که امروز ما می‌توانیم به‌عنوان نماد امید و غلبه بر چالش‌ها مطرح کنیم تجربه‌ی انقلاب اسلامی در حوزه‌ی علم و فناوری است. رهبر انقلاب موضوعی را تحت عنوان «نهضت نرم افزاری و تولید علم در کشور»، دو دهه‌ی قبل به‌صورت یک مطالبه‌ی جدی و نگاه رو به آینده مطرح کردند. در زمان طرح این موضوع، کشور ما از نظر علم و فناوری جایگاه منطقه‌ای و جهانی مطرحی نداشت.